پیمایش مسیر 500 کیلومتری از گردنه حیران به نوشهر به همراه جهانگردان سوئیسی

بنام خدا

حرکت ما روز چهارشنبه شب به همراه آقایان علی رحیمی و سجاد صدیق آغاز شد.

ابتدای مسیر بالای گردنه حیران و بعد از تونل بود.

تقریبا تا آستارا 35 کیلومتر فاصله داشتیم و این قسمت شاید زیبا ترین منطقه در طول برنامه بود. کلیه لوازم و سایل کمپینگ و شبمانی در داخل خورجین های مخصوص تعبیه شده بود.

حرکت راس ساعت 2 روز 5 شنبه آغاز شد و شب اول به روستای 8 پر در حدود 100 کیلومتری از آستارا رسیدیم.

مارال ایرانی قبل از انزلی

و با میهما نوازی خانواده گرم یاسر میکائیلی مواجه شدیم و شب را در منزل ایشان سپری کردیم.

صبح روز بعد ساعت 8 شروع کردیم و تقریبا ساعت 7 شب به بندر انزلی رسیدیم. و با 2 توریست جهانگرد به نامهای مارکوس و ورونیکا آشنا شدیم. این 2 اهل کشور سوئیس هستند و با دوچرخه و طی مسافت 5000 کیلومتر و زمان حدودا 6 ماه به ایران رسیدند.

ولی این دو در حال تجربه سفری هستند که آرزوی من هست.

من اون شب تا دیر وقت با مارکوس صحبت کردم و قرار شد فردا یک روز را با هم رکاب بزنیم. فردا ساعت 8 راه افتادیم و تقریبا ظهر بود که 2 تبعه استرالیایی را دیدیم که با یک دوچرخه نفره عازم ارمنستان و ترکیه و سپس اروپا بودند. خیلی جالب بودند خانم و آقایی به نامهای Annet و Garry که هر دو 55 ساله بودند. مسیر آنها دقیقا عکس مسیر ما بود ولی این دو با نهایت میل و رغبت مقداری از مسیر را برگشتند تا ناهار با هم باشیم.

ناهار را با این 4 جهانگرد صرف کردیم و از تجربیات آنها استفاده کردیم.

بعد از خداحافظی از استرالیایی ها به سفر ارامه دادیم و شب را در چابک سر کمپ زدیم

البته دستپخت مارکوس را هم تجربه کردیم ولی خودمونیم ایرانی ها خیلی خوشمزه تر غذا درست می کنند. فردا تصمیم گرفتیم که من و مارکوس و ورونیکا تا نوشهر رکاب بزنیم و به تهران برگردیم چون من 2 روز بیشتر مرخصی نداشتم و از طرفی هم می خواستم مارکوس و ورونی تنها نباشند. ولی علی و سجاد تصمیم گرفتند تا گرگان رکاب بزنند و انصافا هم این کار رو به نحو شایسته انجام دادند و به علاوه در میان کاله (بهشت پرندگان ) ایران نیز رکاب زدند. ما هم خیلی دوست داشتیم بریم و مسیر رو تموم کنیم ولی همیشه یک سری محدودیتها وجود دارند ولی هنر اینه که با وجود محدودیتها همیشه بتونی یه برنامه خوب و جذاب برای خودت برنامه ریزی کنی.  خلاصه چاکر تک تکتون هستیم و اینا. این واسه اونایی گفتم که خیلی اصرار کردم بیان ولی گفتن کار داریم. بگذریم.

بعد از ظهر روز دوشنبه ما 3 نفر به تهران برگشتیم و علی و سجاد مسیر را ادامه دادند.

مارکوس و ورونیکا دعوت من را پذیرفتند و به منزل من آمدند و این برای من تجربه خوبی بود اونها الان نزدیک 10 روز هست که پیش من هستند و واقعا مهمونهای خوبی هستند. کاش که ما ایرانیها هم یاد می گرفتیم که با هم تعارف نداشته باشیم و هیچ توقعی از هم نداشته باشیم.

اونوقت می بینیم که اگر یک کار کوچیک برای هم انجام می دیم اون فقط به خاطر خود ماست نه چیز دیگه.

من در این چند روز چیزهای زیادی رو از این دو نفر آموختم و به جای اینکه من از این دو نفر پذیرایی کنم همیشه اونها پذیرای من بودند و همه کارهای خودشون رو انجام دادند.

مارکوس و ورونی در حال آشپزی و ظرفشویی

امید وارم یه روز نوبت من بشه. به امید دیداربامن حرف نزن

 

 

/ 18 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آریایی

سلام مرسی از حضور سبزتون.وبلاگ جالبی دارین.براتون آرزوی موفقیت و سربلندی می کنم.سبز باشید.

باران

سلام عالی بود. خیلی خوشم اومد. امیدوارم به زودی زود به آرزویی که گفتی برسی و هی و هی رکاب بزنی تا اون سر دنیا[فرشته] از کاری هم که بابت اون دو تا انجام دادی قابل تحسینی.[تایید]

مهسا

salam aghaye dashtizadeh. man kheilh be docharkhe savari alaghe daram. vali ta be hal jorate safar ba an ra peida nakardeam. omidvaram betoonam az tajrobe shoma estefadeh konam. agar iradi nadarad be man email bezanid ba tashakor mahsa honarvar asheghe safar dore donya ba 2charkhe

پریسا

سلام آقا حامد. این عکسا رو خیلی دوست دارم باز کنم و ببینمشون. لطفا مشکلش رو حل کنید.

الوندي

با سپاس از اقدام شما بیائید بعنوان کوهنورد قدر داشته هایمان را بدانیم ======================================حتما بخوانید جذام الوند اینبار به نام طرح لوله گذاری آب الوند برای باغداران و احداث جاده و تخریبی به مراتب بدتر از سنگ نویسی لطفا بی تفاوت نباشید الوند متغلق به همه است

سامانتا

سلام .... خیلی جالب بود ایشالله یه روز میای سوئیس و خودم دعوتت میکنم. تجربه جالبی بود ... کاش منم میتونستم داشته باشمش

مهدي

سلام حامد جان حال شما خوشحالم كه مي بينم هنوز زنده ايي (: حامد جان احتمالا" بيام ايران دلم مي خواد دماوند برم و البته با تو ، موفق باشي به اميد ديدار

حامد

سلام مهدی جان حتما رو موبایل من تماس بگیر که ببینمت با تشکر و احترام

عمو جابر

حامد جان دمت گرم من برات آرزوی موفقیت دارم برای تحقق آرزوت میتونی روی من حساب کنی ؛-)